همه ما در زندگی اهداف خاصی داریم اما رسیدن به این هدف ها نیازمند سخت کوشی و اختصاص دادن زمان زیاد به آن است. اغلب، ما عادت داریم که این کار ها را به تاخیر بیاندازیم، تنبل می شویم و اهدافمان را کامل نمی کنیم. همه ما چندین بار این موضوع را تجربه کرده ایم.
مثلا ممکن است با اشتیاق و انگیزه یک پروژه جدید را شروع کنیم اما در طول زمان انگیزه خود را از دست می دهیم، کارمان را به تاخیر می اندازیم و دیگر انگیزه قبلی را نداریم و تنبل می شویم. اگر شما هم در به اتمام رساندن کار ها درگیری دارید، در این مقاله از آجر آتریسا یک استراتژی جالب را به شما معرفی می کنیم که مخصوص ژاپنی ها است و به آن استراتژی کایزن گفته می شود و به شما کمک می کند که با تنبلی مقابله کنید.
کایزن که به آن قانون یک دقیقه ای هم گفته می شود، یک روش موثر برای ارتقاء فعالیت های شما است و با تنبلی مبارزه کرده و باعث می شود که کارتان را به طور کامل انجام دهید. ایده و مفهوم پشت این تکنیک این است که شما بتوانید به خودتان متعهد باشید و هر روز سر زمان مشخص در کم تر از یک دقیقه یک فعالیت خاص را انجام دهید. این روش توسط یک تئوریسین ژاپنی به نام Masaaki Imai اختراع شده است. کای به معنای تغییر و زِن به معنای عقل و درایت است.
استفاده از استراتژی کایزن باعث می شود که مهارت های مدیریتی و رشد فردی افزایش پیدا کند. البته شما نمی توانید یک الی دو بار این روش را انجام دهید و منتظر نتایج سریع باشید، بلکه باید در طولانی مدت آن را به انجام برسانید تا نتیجه بگیرید.
کایزن یک روش ساده است که فقط یک دقیقه وقت شما را در طول روز می گیرد. به عنوان مثال اگر می خواهید کتاب بخوانید یا یک وسیله موسیقی بنوازید، حتماً باید یک دقیقه زمان اختصاص داده و این کار را هر روز در زمان مشخص انجام دهید. اصلاً مهم نیست که برای انجام دادن و تمام کردن این کار چقدر احساس تنبلی می کنید. در هر صورت باید از جای تان بلند شوید و به خودتان متعهد شوید که در این زمان کوتاه این کار را انجام دهید؛ یعنی شما برای انجام این تکنیک فقط یک دقیقه فرصت دارید و باید آن را به انجام برسانید.
هنگامی که صحبت از تکنیک کایزن می شود، نباید عجله داشته باشید. یک دقیقه از زمان خود را اختصاص دهید. هنگامی که این تمرین را به انجام برسانید، به تدریج متوجه می شوید که زمان تان از یک دقیقه افزایش پیدا کرده است و مدت زمان بیشتری در حال انجام آن کار هستید و شاید به یک ساعت هم برسد. این تکنیک روشی است که همه می توانند آن را در هر مرحله از زندگی انجام دهند. همه کاری که باید انجام دهید، این است که برای خودتان هدف تعیین کنید و ببینید که چه کاری را می خواهید با این روش انجامش دهید.
کایزن، اصل یک دقیقه ژاپنی، بر افرادی تمرکز می کند که یک دقیقه از روز خود را صرف تمرین چیزی می کنند که در نهایت به نفع آنها باشد. نکته مهم این است که این تمرین یک دقیقه ای باید هر روز دقیقاً در همان زمان برگزار شود تا نظم و انضباط را ارتقا دهد.
ویژگی درخشنده واقعی کایزن این واقعیت است که حتی تنبل ترین افراد در آنجا می توانند یک دقیقه در روز را فدای انجام کاری مثبت برای خود کنند. در حالی که کارهای یک ساعته یا حتی نیم ساعته ممکن است برای شروع کار سخت و دلهره آور به نظر برسند، فدا کردن یک دقیقه در روز در نهایت می تواند چیزی واقعا عالی بسازد. در عین حال، افراد تنبل احساس نمی کنند که با صرف این دقیقه هر روز برای یک کار خاص، فداکاری زیادی انجام می دهند.
کایزن روشی است که عملاً برای هر چیزی جواب می دهد و این چیزی است که آن را بسیار شگفت انگیز می کند. چه بخواهید هر روز فقط یک دقیقه تمرین ورزشی انجام دهید، یا یک کتاب جدید بخوانید یا یک زبان جدید یاد بگیرید، این دقایق اضافه کار را به همراه خواهد داشت و نتایج باورنکردنی به همراه خواهد داشت.
اصل کایزن که توسط Masaaki Imai اختراع شد، راهی عالی برای شروع کاری است. اجازه ندهید مدت زمان کوتاه روزانه ارزش این اصل را کاهش دهد، زیرا وقتی این دقایق در هفته ها، ماه ها و سال ها جمع شوند، کار بزرگی را انجام خواهید داد.
“کایزن” را می توان در زندگی روزمره ما در هر جنبه ای به کار برد تا در طولانی مدت به نتایج شگفت انگیزی دست یابیم.
یکی از بهترین مثال ها برای “کایزن” یوگا است، زمانی که ما یوگا را شروع می کنیم، نمی توانیم نتایج را در یک روز ببینیم، اما در درازمدت نتایج عالی می دهد که برای مدت طولانی تری نسبت به رژیم های سخت و تمرینات تصادفی باقی می ماند.
نمی توان ویولن را در یک روز یاد گرفت، بلکه نیاز به تمرین روزانه و بهبود مستمر دارد، در دراز مدت ویولن می تواند صدای فوق العاده ای بدهد. صبر، تمرین و بهبود مستمر , جنبههای کلیدی هستند که میتوانند هر چیزی را ممکن کنند.
آدم نمی تواند در یک روز در چیزی متخصص شود، این نیاز به تلاش و بهبود مستمر دارد. اگر هر روز نیم ساعت برای انجام کارهایی که هر روز انجام می دهیم وقت بگذاریم، بعد از یک سال می توانید خود را بسیار فراتر از امروز پیدا کنید. و نباید هیچ پایانی برای این روند بهبود وجود داشته باشد.
نکات اضافی :
البته، حتی با داشتن اهداف روشن، انتظارات بزرگ، و یک برنامه با دقت طراحی شده، بسیاری از ما که به دنبال ایجاد عادات جدید یا کنار گذاشتن عادت های قدیمی هستیم، به یک مانع فوری برمی خوریم: یکی از سخت ترین بخش های تغییر، همین شروع است. . به همین دلیل است که بهترین زمان برای شروع همین لحظه است. اهمال کاری مانع اصلی شروع تغییر عادت است. اهداف بزرگ می توانند ترسناک به نظر برسند مگر اینکه به مراحل قابل کنترل تقسیم شوند.کایزن،تمرین استفاده از گامهای کوچک میتواند به شما کمک کند تا از پاسخ تهدیدی که اغلب باعث تعویق میشود اجتناب کنید.
اگرچه تکنیک کایزن به شدت با ژاپن مرتبط است، اما در واقع از ارتش ایالات متحده سرچشمه گرفته است. با استفاده از شعار «بهبود مستمر»، ایده این بود که تغییراتی متوسط اما ثابت در نحوه اداره کسبوکارهای ژاپنی ایجاد شود. این رویکرد که در زبان ژاپنی به عنوان کایزن شناخته شد، به طور گسترده اجرا شد و با اشتیاق مورد استقبال صنایع کشور جزیره قرار گرفت، که در نهایت از آن برای تبدیل ژاپن به یک نیروگاه اقتصادی مورد تحسین در سراسر جهان به دلیل کارایی تولید و کیفیت محصولاتش
کایزن چگونه مسیر صنعت ژاپن را تغییر داد؟ این با استفاده از شش اصل اساسی عمل می کرد که همه آنها بر “کوچک” تأکید داشتند.
۱٫ سوالات کوچک بپرسید. “سوالات کوچک” کایزن یک راه قدرتمند برای برنامه ریزی مغز شما ارائه می دهد. بر خلاف سؤالات بزرگتر، که معمولاً پاسخ تهدید را تحریک می کنند، سؤالات کوچک اغلب می توانند سرگرم کننده باشند. اگر هدف شما خیلی بزرگ یا ترسناک به نظر می رسد، به سادگی از خود بپرسید: “یک قدم کوچک برای رسیدن به آن هدف چیست؟”
۲٫ به افکار کوچک فکر کنید. اکنون که به سوال خود پاسخ داده اید، وقت آن است که خود را در حال عمل بر اساس آن مجسم کنید. اصل “مجسمه ذهن یا mind sculpture” نشان می دهد که مغز به جای دوزهای زیاد، در مراحل کوچک بهتر یاد می گیرد. اگر کاری را که از آن می ترسید یا باعث ناراحتی شما می شود جدا کنید و سپس به تدریج – خیلی تدریجی – خود را تجسم کنید که شروع به کار روی آن می کنید، با گذشت زمان نگرش ذهن شما نسبت به کاری که زمانی ترسناک بود، تغییر می کند.
۳٫ اقدامات کوچک انجام دهید. سوالات کوچک و افکار کوچک در نهایت نیاز به اقدامات کوچک دارند. برای مثال مدیران اغلب از گزارش های مستقیم خود چیزهای زیادی می پرسند. اهدافی که برای کارمندان خود تعیین می کنند اغلب خیلی بزرگ هستند. در نتیجه، هر دو طرف ناامید و ناامید می شوند. هرگز چنین توافقات هدفمندی را انجام ندهید: تا پایان سال، به طور منظم روزانه ده تماس تلفنی با مشتریان خواهید داشت. در عوض، این چیزی است که ما معمولاً توصیه می کنیم: از کارمند بخواهید در هفته اول هر روز یک تماس، هفته دوم دو تماس و غیره داشته باشد. مرتب ملاقات کنید تا ببینید اوضاع چطور پیش می رود. اضافه کردن یک تماس در هفته، هر روز باید آسان باشد. نکته کلیدی این است که به پیشرفت مداوم ادامه دهید.
۴٫ مشکلات کوچک را حل کنید. خودگویی منفی یا Negative self-talk به ندرت در متقاعد کردن شما برای ایجاد تغییرات موفق خواهد بود. از خود بپرسید که آیا اشتباهاتی که مرتکب می شوید بخشی از یک مشکل بزرگتر است؟ اگر بتوانید خطا را به یک موضوع بزرگتر مرتبط کنید، به خودتان انگیزه بیشتری می دهید تا روی آن کار کنید.
خودگویی منفی :
اصولاً خودگویی منفی هر گفتگوی درونی ای است که با خود دارید که ممکن است توانایی شما را برای باور به خود و توانایی های خود و رسیدن به پتانسیل های خود محدود کند. این هر فکری است که توانایی شما را برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی یا اعتماد به نفس شما در انجام این کار را کاهش می دهد. بنابراین خودگویی منفی نه تنها می تواند استرس زا باشد، بلکه واقعاً می تواند موفقیت شما را مختل کند.
پیامدهای خودگویی منفی
خودگویی منفی می تواند به روش های بسیار مخربی بر ما تأثیر بگذارد. یک مطالعه در مقیاس بزرگ نشان داد که نشخوار فکری و سرزنش خود در مورد رویدادهای منفی با افزایش خطر مشکلات سلامت روان مرتبط است. ۱
تمرکز بر افکار منفی ممکن است منجر به کاهش انگیزه و همچنین احساس درماندگی بیشتر شود. این نوع گفتگوی درونی انتقادی حتی با افسردگی مرتبط است ، بنابراین قطعاً چیزی برای اصلاح است.
کسانی که اغلب خود را درگیر خودگویی منفی میبینند، استرس بیشتری دارند. این تا حد زیادی به این دلیل است که واقعیت آنها برای ایجاد تجربه ای تغییر می کند که در آن توانایی رسیدن به اهدافی را که برای خود تعیین کرده اند ندارند.
خودگویی منفی می تواند منجر به کاهش توانایی دیدن فرصت ها و همچنین کاهش تمایل به سرمایه گذاری از این فرصت ها شود. این بدان معناست که افزایش حس استرس هم از ادراک و هم از تغییرات رفتار ناشی از آن ناشی می شود. سایر پیامدهای خودگویی منفی می تواند شامل موارد زیر باشد:
- تفکر محدود : هر چه بیشتر به خود بگویید نمی توانید کاری را انجام دهید، بیشتر آن را باور می کنید.
- کمال گرایی : شما واقعاً شروع به این می کنید که “عالی” به خوبی “کامل” نیست و کمال در واقع قابل دستیابی است. در مقابل، افراد صرفاً موفق تر نسبت به همتایان کمال گرا خود بهتر عمل می کنند، زیرا آنها معمولاً استرس کمتری دارند و از کار به خوبی انجام شده راضی هستند. آنها آن را جدا نمیکنند و سعی میکنند چیزی را که میتوانست بهتر باشد، به صفر برسانند.
- احساس افسردگی : برخی تحقیقات نشان داده اند که خودگویی منفی می تواند منجر به تشدید احساس افسردگی شود .
- چالش های رابطه : چه انتقاد مداوم از خود شما را نیازمند و ناامن به نظر بیاورد یا اینکه صحبت های منفی خود را به عادات منفی کلی تری تبدیل کنید که دیگران را آزار می دهد، فقدان ارتباط و حتی انتقاد «بازیگوشانه» می تواند عوارضی را به همراه داشته باشد.
۵٫ پاداش های کوچک بدهید. بیشتر عاداتی که ما انجام میدهیم در ابتدا با انتظار نوعی پاداش ایجاد میشوند. پاداش کوچکی که برای عادت هایی که می خواهید تغییر دهید یا ایجاد کنید انتخاب می کنید، باید متناسب با هدف باشد. اگرچه ممکن است خلاف واقع به نظر برسد، اما پاداش های کوچک اغلب می توانند منبع انگیزه بیشتری نسبت به پاداش های بزرگ باشند.
۶٫ لحظات کوچک را شناسایی کنید.چیزهای کوچک گاهی اوقات می توانند معنی زیادی داشته باشند. اغلب افرادی که به جزئیات بی اهمیت به نظر می رسند متوجه می شوند که می توانند به نتایج چشمگیری منجر شوند. در کارخانه یکی از مشتریان ما، کارگران از دست نیافتنی بودن رئیس خود ناراحت بودند. آنها شکایت داشتند که هرگز نمی دانستند او چه زمانی در محل کار است و از اینکه همیشه باید از طریق یک منشی برای صحبت با او حتی برای مسائل پیش پا افتاده مراجعه کنند، اذیت می شدند. چیزی که ما کشف کردیم این بود که او هر روز از یک ورودی جداگانه برای ورود به دفترش استفاده می کرد.، این کار او را عملاً برای کارمندانش نامرئی می کرد. به او پیشنهاد کردیم که در ورودی دفتر را قفل کند تا مجبور شود هر روز مسافت بیشتری را از کف کارخانه طی کند تا به میزش برسد. این تغییر کوچک تأثیر زیادی بر روحیه شرکت داشت. هر روز با سلام های دلنشین و چهره های خندان آغاز می شد. رئیس هر روز صبح که به دفترش میرفت، اغلب میتوانست مشکلات کوچک را حل کند و توصیههای سریع ارائه کند. پیمودن مسیری متفاوت ممکن است پنج تا ده دقیقه به پیادهروی او اضافه کرده باشد، اما سرمایهگذاری در زمان در نظرسنجی بعدی رضایت کارگران بهطور چشمگیری نتیجه داد.
راز کایزن این است که زیر رادار پاسخ تهدید مغز شما عمل می کند. یک سطح گرم را لمس کنید و انگشتان شما دما را حس می کنند، اما بعید است که واکنش چشمگیری را تجربه کنید. از طرف دیگر، یک سطح داغ را لمس کنید، و قبل از اینکه مغز خودآگاه شما حتی فرصتی پیدا کند که چه اتفاقی افتاده است، دست شما به طور انعکاسی به عقب برمیگردد. کایزن مانند یک سطح گرم به جای یک سطح داغ کار می کند، مانند یک نجوا به جای فریاد. اقداماتی که انجام میدهید آنقدر کوچک، تدریجی و به ظاهر بیاهمیت هستند که همانطور که رابرت مورر روانشناس، نویسنده کتاب « یک قدم کوچک میتواند زندگی شما را تغییر دهد: راه کایزن» ، توضیح میدهد، «نوک پا درست از آمیگدال شما عبور میکند».