آدرس:تهران-تهرانپارس-فلکه دوم-خیابان جشنواره-پلاک ۲۲۶
آجر آتریسا - ATRISA BRICK
www.atrisabrick.com
تهران - تهرانپارس - فلکه دوم - خیابان جشنواره - پلاک ۲۲۶
02177882884    09126226792

برای موفق شدن در زندگی باید این ۸ راز رو موفقیت رو بدونی

این صفحه را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
5/5 - (1 امتیاز)

در این مقاله  از آجر آتریسا با ۸ راز موفقیت ارایه شده توسط ریچارد سنت جان سخنران موفق آشنا خواهید شد.

هشت ویژگی مشترک افراد موفق

این کلمات تنها کلماتی هستند که برای کشف رازهای موفقیت باید درک کنید.چرا مردم موفق می شوند؟ آیا باهوش بودن یا خوش شانس بودن دلیل موفقیت این افراد است؟ «ریچارد سنت جان» هیچ یک از این دو عامل را دلیل موفقیت نمی داند. در حقیقت این سخنران، موفقیت را در زمان انجام کاری که به آن عشق می ورزید، به دست آورده است.او بیش از یک دهه از عمرش را به مطالعه، بررسی و تحلیل داستان های موفقیت افراد مختلف گذرانده است. حاصل فعالیت های گسترده او در هشت کلمه جادویی، سه دقیقه شگفت انگیز و یک کتاب موفق خلاصه می شود.

 

جرقه این پروژه در هواپیما و پس از سوالی که یکی از مسافران درباره دلایل واقعی موفقیت از او پرسید، زده شد و همین پرسش باعث شد ریچارد ۱۰ سال از عمرش را به بررسی فرآیند موفقیت و مصاحبه با بیش از ۵۰۰ فرد بسیار موفق در حوزه های مختلف اختصاص دهد.

او ابتدا دلایل موفقیت این افراد را از آنها جویا شد و سپس با بررسی و تحلیل پاسخ های دریافتی، داده های به دست آمده را در پایگاه داده های منظم گردآوری کرد و در نهایت توانست هشت ویژگی مشترک افراد موفق را شناسایی کند.

او بر همین اساس کتاب پرفروش و موفق «هشت نکته برای عالی بودن» را منتشر کرد که در واقع این کتاب گنجینه ای ارزشمند از راه های موفقیت افراد بسیار موفق است.

ریچارد با نگارش و انتشار این کتاب، این رازهای طلایی را با خوانندگان به اشتراک می گذارد. این رازها به مخاطبان کمک می کند تا در مسیری که در پیش گرفته اند، موفق شوند و به هدف خود که ممکن است راه اندازی کسب و کار، تغییر جهان، رهایی از فقر، تشکیل خانواده، آموزش فرزندان و … باشد دست یابند.

این کتاب حس اعتماد به نفس افراد را تقویت کرده و توانمندی های بالقوه و بالفعل آنها را شناسایی می کند. در ادامه، متن سخنرانی شگفت انگیز سه دقیقه ای ریچارد سنت جان را می خوانید.

سخنرانی مختصر سه دقیقه ای امروز نسخه فشرده سخنرانی دو ساعته ای است که برای دانش آموزان دبیرستانی ارائه می دهم. همه چیز از روزی شروع شد که سوار هواپیما شده و در راه آمدن به کنفرانس «تد» بودم. تقریبا هفت سال پیش بود. در صندلی کنار من دختر نوجوانی نشسته بود که به نظر می رسید دبیرستانی باشد.

این دختر خانواده بسیار فقیری داشت و می خواست در زندگی اش موفق شود. او سوال بسیار ساده ای را از من پرسی و گفت: «چه عاملی باعث دستیابی به موفقیت می شود؟»

از اینکه نمی توانستم پاسخ مناسبی به این نوجوان بدهم، احساس بدی داشتم. زمانی که از هواپیما پیاده شدم و به کنفرانس تد آمدم، در همان ابتدای ورود به سالن به طور ناگهانی و گویی که به من الهام شده باشد، به خودم گفتم: «خدایا! من داخل اتاقی هستم که پر از افراد موفق است. بهتر نیست از همین افراد دلایل و عوامل موفقیت شان را جویا شوم و پاسخ هایشان را با کودکان و نوجوانان به اشتراک بگذارم؟»

و امروز هفت سال از آن روز سرنوشت ساز گذشته است و من در این مدت با ۵۰۰ فرد موفق مصاحبه و گفتگو کرده ام و قصد دارم در این سخنرانی شما را با آنچه که به موفقیت می انجامد، آشنا کنم.

بعد از این که ریچارد تحقیق جامعی در این باره انجام داد، متوجه شد که :

موفقیت راز ندارد بلکه راه دارد

و اما هشت راهی که ریچارد سنت‌جان در تحقیقات خود به آن ها دست پیدا کرده  شامل موارد زیر است :

 

۱- اشتیاق؛ انگیزه ما برای طی مسیر

 

 

نخستین عامل موفقیت، اشتیاق است. «فریمن توماس»، طراح اتومبیل شرکت دایملر کرایسلر، اشتیاق را عامل انگیزه بخش و هدایتگر خود برای رسیدن به موفقیت می داند؛ پس افراد موفق کاری را انجام می دهند که به آن عشق می ورزند و تنها کسب درآمد به آنها انگیزه بیشتر نمی دهد. نکته جالب اینجاست که اگر کاری را با علاقه انجام دهید، پول و درآمد هم خود به خود به دست می آید.

اشتیاق. فقط برای تأکید بر اهمیت این کلمه، من یک نقل قول در اینجا آوردم که نقطه ای در تصویری است از دانستن اینکه چگونه اشتیاق بر زندگی شما تأثیر می گذارد.

شغلی را که دوست دارید انتخاب کنید، و هرگز مجبور نخواهید شد یک روز در زندگی خود کار کنید. ~ کنفوسیوس

 

 

یک فرد گرسنه را تصور کنید… این فرد در آن لحظه فقط مشتاق خوردن غذاست.
اگر به این فرد آب بدهیم، بدون شک نیاز او بر آورده نمی شود. این شخص گرسنه اشتیاق بسیار زیادی برای خوراکی و غذا دارد؛ با دیدن یک میز پر از غذا چشمانش از شادی برق خواهد زد و با شور و شوق غذاها را خواهد خورد.

هر کار موفقی که در این دنیا به سرانجام می رسد، عامل اصلی به نام اشتیاق درون خود دارد. در حقیقت اشتیاق یک محرک بسیار قوی برای رسیدن به هر هدف و آرزو و موفقیتی است.

در زمینه شغلی و درسی نیز اشتیاق می تواند ما را به موفقیت برساند‌. وقتی ما برای انجام کاری مشتاق باشیم، پس بدون شک آن را به بهترین نحو انجام می دهیم؛

گر شور و اشتیاق وجود نداشت شاید هیچ قله ای فتح نمی شد، هیچ موسیقی ساخته نمی شد، ادیسون به دنبال کشف برق نمی رفت و هیچ اختراعی انجام نمی شد‌. در حقیقت این شور و اشتیاق است که باعث خلق نقاشی ها، شعرها، اختراعات و اکتشفات علمی شده است.

هر موفقیتی که در تاریخ ماندگار شده، شور و اشتیاقی در پشت آن به چشم می خورد.

 

 

برای توضیح بیشتر در مورد آن، بروید اشتیاق خود را پیدا کنید و موفقیت اجتناب ناپذیر است. اگر عاشق شغل، کسب و کار، موسیقی، ورزش یا هر کاری که در زندگی انجام می دهید هستید، از همه چیز جلوتر هستید. همانطور که خورشید در صبح طلوع می کند؛ شما موفق خواهید شد این فقط به زمان بستگی داره.

بنابراین موفقیت در واقع ساده است. برو علاقه خود را پیدا کن، هر روز این کار را انجام بده، آن را به اندازه کافی انجام بده، و موفق خواهی شد.

۲- کار برایتان مثل تفریح باشد

کاری که انجام می‌دهید برایتان مثل تفریح باشد و از آن لذت ببرید.

 

 

 

دومین عامل، کار و تلاش است. «روپرت مورداک»، مدیرعامل سرشناس چندین شرکت بزرگ و موفق و یکی از غول های رسانه ای جهان، کار و تلاش را عامل ضروری موفقیت می داند. به گفته او، هیچ چیز آسان به دست نمی آید و کار و تلاش هم به نوبه خود مفرح و سرگرم کننده است.
درست شنیدید روپرت مورداک معروف، کار و تلاش را سرگرم کننده می داند؛ پس افراد موفق کار کردن را نوعی تفریح می دانند و سخت برای آن تلاش می کنند. در حقیقت این افراد معتاد کار نیستند و واقعا از کار و تلاش خود لذت می برند.

ومین راهی که ریچارد سنت اعتقاد دارد، شما می توانید به کمک آن به موفقیت برسید این است که

کاری که انجام می‌دهید برایتان مثل تفریح باشد و از آن لذت ببرید

همه ما حتما این تجربه را داشتیم که گاهی متوجه گذر زمان نمی شویم و وقتی نگاه مان به ساعت می افتد، از این که عقربه ساعت خیلی جلوتر از تصور ماست، تعجب می کنیم.

این احساس زمانی به سراغ ما می آید که از کاری لذت ببریم. اما درست وقتی که نگاه شما مدام به ساعت است و دلتان می خواهد زودتر از آن شرایط دور شوید، مطمئن باشید که آن کار برایتان خسته کننده است و این خستگی در طولانی مدت باعث خواهد شد بازدهی شما کم شود و کارایی لازم را نداشته باشید و دیگران از شما سبقت بگیرند، یا کارتان را از دست بدهید.

 

۳- تمرین مداوم و دیگر هیچ

نقطه تفاهم مدال‌آوران المپیک، تجار موفق و ثروتمندان…

 

 

«الکس گاردا»، مدیرعامل یکی از شرکت های موفق تولید کننده بازی های رایانه ای، تمرین و ارتقای مهارت ار راز موفقیت می داند. به نظر او موفق شدن عجیب و وابسته به یک فرمول جادویی نیست و تنها نیازمند تمرین و تمرین و تمرین است.

اگر زندگی نامه افراد موفق و مشهور  را مطالعه کنیم، به خوبی متوجه می شویم تقریبا همه آن ها در هر زمینه ای که فعالیت می کردند، برای رسیدن به موفقیت بیش تر، هر لحظه به فکر یادگیری بودند؛ به عبارت دیگر، تمرین مداوم داشتند.

آن ها به خوبی می دانند اگر دست از تلاش و تمرین برای بهتر شدن و آماده ماندن بر دارند، شکست خواهند خورد. به همین دلیل همیشه در حرکت هستند.

 

 

حتما شما هم تا به حال دیدید که بعضی قهرمانان ورزشی دچار پسرفت می شوند و نمی توانند قهرمانی خود را تکرار کنند. یا این که یک ورزشکار گمنام موفق می شود مدال طلا را به دست بیاورد.

خب بدون شک دلایل بسیار مهمی پشت این اتفاقات وجود دارد و من می توانم با اطمینان بگویم یکی از این دلایل داشتن تمرین مستمر است‌. گاهی ما به موفقیت هایی دست پیدا می کنیم، همین موضوع کمی خیال ما را را راحت می کند و فکر می کنیم که نیاز به تمرین و تلاش بیش تری نداریم و به حد کافی خوب هستیم.

در این شرایط افراد دیگری وجود دارند که با پشتکار و تلاش روزانه و همیشگی از ما سبقت می گیرند و ما را غافلگیر می کنند.

چند وقت پیش با یکی از دوستان روانپزشکم در مورد قانون جذب صحبت می کردیم، حرفی که او زد برای من بسیار آموزنده بود. او قانون جذب را قبول داشت و می گفت مثبت اندیشی و تجسم مثبت به ما کمک خیلی زیادی می کنند اما اگر در کنار آن، تلاش و پشتکاری وجود نداشته باشد، تجسم و مثبت اندیشی به تنهایی راه به جایی نمی برند.

به عبارت دیگر مثبت اندیشی و تجسم در شروع کار به ما انگیزه و سوخت کافی برای حرکت می دهند، و حالا نوبت پشتکار و تلاش است تا به کمک همه آن ها به مقصد برسیم.

 

 

من در دوران دبیرستان تجربه بسیار تلخ اما تاثیر گذاری به دست آوردم. به خاطر استعداد ذاتی که در بعضی درس ها مثل ریاضی یا ادبیات داشتم، وقت زیادی صرف خواندن آن ها نمی کردم. شاید مغرور شده بودم و فکر می کردم همیشه در این درس ها بهترین نمره برای من خواهد بود.

در همین زمان که من با حس غرورم کم کاری می کردم، یکی از همکلاسی هایم سخت در تلاش بودساعت ها درس می خواند و تمرین مستمر داشت.

چون او مطالب ریاضی را دیر متوجه می شود و باید چند بار برای او توضیح می دادند تا مساله را کاملا می فهمید و من فقط با یک بار خواندن مساله کاملا متوجه آن می شدم، هیچ وقت تصور نمی کردم همکلاسی من بتواند از من سبقت  بگیرد.

اما بعد از امتحانات ترم دوم متوجه شدم او بهترین نمره را گرفته است و من دو نمره از او کم تر شده بودم.

راستش را بخواهید تا مدت ها احساس خوبی نداشتم. باورم نمی شد که او بتواند از من بهتر باشد. اما کمی که بزرگ تر شدم، فهمیدم مشکل از کجا بود. من فقط به استعداد ذاتی ام تکیه کردم و تلاش و پشتکار مستمر را از یاد بردم.

در حالی که من به خاطر استعدادم وقتم را هدر می دادم، شخص دیگری به شدت تلاش می کرد و از وقتش بهترین استفاده را می برد و به همین دلیل توانست من و استعدادم را با تمرین همیشگی اش شکست دهد.

 

 

مهم نیست شما چه قدر در انجام کار دلخواه تان استعداد دارید. با استعداد ترین شخص در تیم بسکتبال هستید یا استعدادتان نسبت به بقیه کم تر است؛ نقاش درجه یک هستید یا هیچ کدام از نقاشی هایتان در حال حاضر فروش نمی رود؛ این ها مهم نیست.

مساله ای که مهم است، میزان تلاش و پشتکاری است که در حال حاضر دارید. تلاش مستمر و همیشگی به شما کمک خواهد کرد تا حتی با استعداد کم هم به موفقیت برسید.

شاید خیلی ها تصور نمی کنند که شما به موفقیت برسید یا از آن ها بهتر باشید؛ اما تمرین مداوم به شما کمک خواهد کرد تا گوی سبقت را از حریفانتان بگیرید.

وقتی تلاش همیشگی داشته باشید، حتی اگر سرعت تان هم کم باشد، بالاخره نتیجه آن را خواهید دید و از کسانی جلو می زنید که به خاطر داشتن توانایی و سرعت بالا در انجام آن کار تلاش زیادی نمی کنند.

سعی کنید هر روز زمانی را برای بهتر شدن و کسب مهارت های جدید در رشته فعالیت تان اختصاص دهید.
نقاط ضعف خود را پیدا کنید و برای بهبود آن تلاش کنید. البته نسبت به نقاط قوت تان هم بی اهمیت نباشید. هر نقطه قوتی اگر تقویت نشود، تبدیل به نقطه ضعف خواهد شد.

 

 

اگر پای صحبت تک تک افراد موفق بنشینید، بدون شک به شما توصیه خواهند کرد تمرین و تلاش مستمر را فراموش نکنید.

حتی اگر هر روز فقط یک ربع ساعت هم که شده برای تمرین و تقویت خود وقت صرف کنید و در جریان باشید تا به زودی نتیجه تلاش تان را ببینید.

۴- تمرکز بر هدف واحد

عامل بعدی تمرکز است. «نورمن جویسن»، فیلمساز معتقد است برای موفق شدن باید تنها بر روی یک هدف تمرکز کرد.

 

 

چرا با وجود این که فایده‌های تمرکز را می دانیم، بیش تر ما به موفقیت نمی رسیم؟

شاید دلیلش این باشد که بر روی یک یا چند هدف محدود متمرکز نمی شویم و به اصطلاح کوچه بازاری ها با یک دست چند هندوانه بر می داریم.

 

حالتی را تصور کنید که شما به جای دو پا هشت پا داشتید؛ یعنی ما چهار جفت پا داریم. هر کدام از این جفت پاها قصد دارند به سمتی بروند، یکی به سمت جلو یکی عقب یکی سمت راست و دیگری سمت چپ !
در این شرایط چه اتفاقی می افتاد؟
خب احتمالا هر کدام از این پاها نیروی دیگری را خنثی خواهد کرد و ما نمی توانیم از سر جایمان تکان بخوریم.

دقیقا این اتفاق وقتی رخ می دهد که ذهن ما پر از ایده و هدف های گوناگون می شود و هر کدام از هدف ها می خواهند ما را به سمت و سویی بکشند.

حتما تا به حال برایتان این سوال پیش آمده که چرا فقط عده خاصی در تاریخ ماندگار می شوند و بقیه افراد نمی توانند به موفقیت های چشم گیر و ماندگاری برسند. شاید علت اصلی این اتفاق این باشد که افراد موفق بر روی ایده ها و اهداف محدودی متمرکز می شوند و سعی می کنند در آن بهترین باشند.

مغزتان را مثل یک جعبه بسته در نظر بگیرید و اهدافی را که در ذهن دارید، حشره های این جعبه تصور کنید‌.
هر چه  تعداد این حشره ها بیشتر باشد، درون جعبه آشفته تر خواهد بود. هر کدام از حشره ها به سمتی پرواز می کنند و واقعا شرایط نابسمانی درون جعبه در حال رخ دادن است.

اما اگر تعداد محدودی حشره درون جعبه باشد و ما سعی کنیم آن ها را خوب تغذیه کنیم، بعد از مدتی یک حشره بزرگ و خوب خواهیم داشت.

 

 

برای این که بتوانید به موفقیت برسید، باید بر روی تمرکز کردن روی هدف های مهم و همسو تمرین داشته باشید.
دوست دارم به عنوان راهکار تجربه شخصی خودم را با شما در میان بگذارم؛ شاید این تجربه به شما هم کمک کند تا پیشرفت کنید و به موفقیت برسید.

من تا همین یک سال پیش، ذهنم پر از حشره های ریز بود که من را به این طرف و آن طرف می کشاندند و دقیقا نمی توانستم به یک موفقیت بزرگ برسم.

از یک طرف می خواستم یک گیتاریست حرفه ای باشم، از طرف دیگر قصد داشتم یک نمایشگاه نقاشی راه بیاندازم، ایده ای هم برای نوشتن یک کتاب پر فروش در ذهن داشتم؛  مترجم درجه یک شدن هم یکی دیگر از حشره های ذهنم بودند.

در این میان می خواستم ورزش را هم به صورت حرفه ای دنبال کنم.

اما بعد از چند ماه دیدم به هیچ موفقیت چشم گیری نرسیدم، نه گیتاریست حرفه ای شدم، نه نمایشگاه نقاشی در کار بود، کتابی هم چاپ نشد و…!

کمی با خودم فکر کردم که چرا من نتوانستم به اهدافم برسم؛ راستش را بخواهید وقتی خودم ذهنم را مثل یک جعبه تصور کردم و ایده ها را حشره دیدم؛ از این که حشرات بی شماری در ذهنم در حال حرکت بودند، خنده ام گرفت.

من به جای این که بر روی یک یا چند هدف همسو با هم  تمرکز کنم، سعی می کردم همزمان در چند زمینه بهترین باشم و این کار نشدنی بود. چون  زمان ما محدود است و ما اگر می خواهیم در زمینه ای عالی باشیم باید بیش تر تمرکز روزانه مان را روی آن کار قرار دهیم؛ در حالی که من نمی دانستم باید زمان روزانه ام را صرف کدام کنم. کمی از این یاد می گرفتم، کمی سراغ کار دیگر می رفتم.

اما از وقتی که برای خودم مشخص کردم کدام هدف برایم اولویت اول را دارد و زودتر از همه می خواهم کدام یک از این ایده ها را عملی کنم؛ یا به عبارت دیگر کدام حشره را بزرگ کنم؛ سرعت و کیفیت کارم به طور چشمگیری افزایش یافت و  بهتر شد.

 

 

شما هم باید از میان ایده ها و اهدافی که در ذهن دارید، یک یا چند هدف همسو را انتخاب کنید و بیش تر زمان روزانه تان را روی آن ها متمرکز شوید تا نتایج تمرکزتان شگفت زده تان کند.

منظورم از هدف های همسو را برایتان توضیح می دهم: خب شاید خیلی سخت باشد ما بخواهیم به طور حرفه ای گیتار را یاد بگیریم و همزمان به سراغ یادگیری طراحی برویم و قصد داشته باشیم نمایشگاه نقاشی راه بیاندازیم. بهتر است اول به سراغ یادگیری یکی از آن ها برویم و تمام تمرکز و انرژی مان را صرف آن کار کنیم و بعد از این که به هدفمان رسیدیم، می توانیم سراغ دیگری برویم.

اما هدف هایی هم وجود دارند که همسو هستند و در کنار هم می توان آن ها را دنبال کرد. برای مثال ما می توانیم گیتار را به صورت حرفه ای یاد بگیریم و رژیم غذایی داشته باشیم و ورزش هایی انجام دهیم که ما را به تناسب اندام می رسانند.

در حقیقت رسیدن به تناسب اندام  و یادگیری یک هنر هدف های همسویی هستند که ما می توانیم همزمان به آن ها برسیم و تداخلی با هم ندارند.

اهدافی که در حال حاضر در ذهن دارید،
در دفترچه یادداشت تان بنویسید و آن ها را اولویت‌بندی کنید.

تمرکزتان را بر روی هدفی قرار دهید که  اولویت اول را دارد.
سعی کنید تمام انرژی تان را صرف موفقیت در آن هدف کنید. البته اگر هدف گذاری بلد باشید حتما می دانید که مهم ترین  هدف های اقتصادی، شغلی و تفریحی می توانند با هم همسو باشند و همزمان به مهم ترین هدفی که در هر زمینه متفاوت دارید، می توانید برسید.

 

۵- اراده ترغیب کننده

 اراده ترغیب کننده پنجمین راه، رسیدن به موفقیت است که ریچارد سنت در تحقیقات خود از میان زندگی افراد موفق به این نتیجه رسیده است.

 

«دیوید گالو»، دانشمند علوم دریایی، اراده جسمی و روحی را یکی از عوامل مهم موفقیت می داند و بسیار بر توجه به آن تاکید می کند. افراد موفق با اراده قوی خود اعتماد به نفس را در وجودشان به وجود می آورند و خود را از تردید و خجالت رها می کنند.

«گلدی هاون»، بازیگر معروف آمریکایی، اعتراف می کند که در ابتدا نسبت به خود و توانایی هایش دچار شک و تردید بود و خود را به اندازه کافی باهوش و خوب تصور نمی کرد. او فکر می کرد که هرگز موفق نخواهد شد؛ البته ترغیب خود و ایجاد اراده همیشه چندان هم آسان نیست.

مادرها همیشه منبع خوبی برای ایجاد انگیزه، اراده و پشتکار هستند. «فرانک گری» که معماری موفق و شناخته شده است، مادرش را عامل ایجاد انگیزه و اراده در خود می داند.

 

 

اگر شما هم به دقت زندگی افراد موفق را بررسی کنید، خیلی زود متوجه می شوید که هر شخص موفقی پشتیوانه ای قوی به نام اراده و پشتکار در وجود خود دارد که با کمک آن می تواند حرکت کند، در مقابل سختی ها و مشکلات تسلیم نشود و از نقطه A به نقطه B برسد.

اراده، به ما کمک می کند تا در شرایطی که دو انتخاب داریم، تصمیم درست بگیریم؛
یعنی در دو حالت مختلف زیر…

  • حالت اول؛ می توانیم به جای تلاش کردن برای رسیدن به چیزی که در حال حاضر نداریم، وقت‌مان را صرف تفریح و سرگرمی کنیم و به خود سخت نگیریم.
  • حالت دوم؛ ما با وجود همه موانع و مشکلات، سخت تلاش می کنیم تا به هدف خود برسیم؛ و تا زمانی که به موفقیت نرسیدیم، تسلیم نمی شویم.

افراد با اراده مورد دوم را انتخاب می کنند و با وجود همه پیچ و خم هایی که پیش رو دارند، به فکر رسیدن به اهدافشان هستند و تسلیم شرایط نمی شوند‌.

به جرات می توان گفت یکی از  بزرگ ترین تفاوت های افراد موفق و ناموفق، میزان اراده آن ها در انجام کارها است.

یک جعبه ساکن را در نظر بگیرید. تا وقتی که ما به آن نیرو وارد نکنیم، از جای خود تکان نمی خورد؛ اما وقتی به آن نیرویی وارد می شود، جعبه جا به جا می شود. اراده نیز مثل همان نیرو محرک است که به ما کمک می کند تا حرکت کنیم و به اهدافمان برسیم.

اگر دو فرد با استعداد یکسان را برای انجام کاری انتخاب کنیم و موانعی نیز در مسیر انجام آن کار قرار دهیم، بدون شک شخصی کار را به سرانجام می رساند که با اراده تر باشد.

 

 

اگر شما از جمله کسانی هستید که دوست دارید اراده تان را تقویت کنید، می توانید از این راهکارها استفاده کنید:

 

» تمرین اول: برای تقویت اراده تان تمرین تدریجی داشته باشید.

اراده قوی چیزی نیست که در عرض یک ساعت به دست بیاید؛ یعنی شما الان با خود بگویید: “من می خواهم از همین لحظه اراده قوی داشته باشم.” – این کار شدنی نیست. برای داشتن اراده ای قوی و محکم لازم است ما هر روز زمانی برای تمرین اختصاص دهیم و برای تقویت اراده تلاش کنیم.

من خودم برای تقویت اراده‌ام از این روش استفاده می کنم؛
هر روز یا چند روز در هفته خوراکی مورد علاقه ام را جلو چشمم می گذارم  و بعد در برابر وسوسه خوردن آن خوراکی مقاوت می کنم. این کار به شدت اراده من را تقویت می کند.

به عنوان مثال یکی از تفریحات لذت بخش من خوردن تخمه و بادام زمینی است. وقتی یک بشقاب پر از تخمه یا  بادام زمینی جلو روی من باشد و من حتی یکی از آن ها را هم نخورم، این کار به من ثابت می کند که قادر به انجام هر کاری هستم و در برابر هر شرایطی می توانم مقاوت کنم. 

شما می توانید برای تقویت اراده خود چیزی را انتخاب کنید که تا به حال اراده ای در برابر آن نداشتید مثل خوردن شیرینی، شکلات و یا هر چیز دیگر.

بعد تلاش کنید تا در برابر وسوسه خوردن یا انجام آن کار مقاوت کنید‌. این تمرین می تواند اراده شما را به صورت چشم گیری افزایش دهد‌ .

همچنین انجام کارهایی که می دانید برایتان مفید است اما تا به حال به خاطر تنبلی به سراغ آن ها نرفتید هم می تواند یک تمرین تدریجی اراده باشد. مثلا روزانه بیست دقیقه ورزش کنید، یک رژیم غذایی سالم بگیرید، صبح ها زود از خواب بیدار شوید و یا مثلا چربی های اضافی را از غذای روزانه تان حذف کنید‌.

انجام این کارهای به ظاهر کوچک می تواند به شما ثابت کند که شخص با اراده ای هستید و از عهده انجام هر کاری بر می آیید.

 

» تمرین دوم: هدف گذاری و برنامه ریزی را فراموش نکنید.

افرادی که برای انجام کارهای روزانه شان برنامه ریزی دارند و اهداف مشخصی برای خود تعیین کردند، نسبت به کسانی که اعتقاد دارند هر چه پیش آید خوش آید، افراد با اراده تری هستند و موفق تر عمل می کنند.

اگر شما هدف هایتان را تعیین کنید، به خوبی متوجه می شوید که باید به کدام سمت حرکت کنید و احتمالا می توانید مشکلات و موانع احتمالی را بررسی کنید. در این صورت مانع ها نمی توانند شما را از حرکت باز دارند.

اما وقتی ندانید دقیقا کدام سمت می خواهید بروید، با هر مانعی که رو به رو شوید، خیلی زود تسلیم می شوید و ترجیح می دهید کار را رها کنید و ادامه ندهید.

سعی کنید برای خودتان نقشه راه دقیقی طراحی کنید و همه جوانب ممکن را مورد بررسی قرار دهید. 

کشتی که نداند به کدام سمت می رود، در دریا سرگردان خواهد ماند. وقتی شما هم ندانید دقیقا باید به کجا بروید، در این حالت اراده کردن بی معنی است.

وقتی هدفی و رویایی در سر دارید، سعی کنید در مورد آن مثبت باندیشید و برنامه راه برای آن طراحی کنید. هدف تان را به قسمت های کوچک تر تقسیم کنید و وقتی در هر بخش توانستید موفق شوید برای خود جایزه ای در نظر بگیرید.

این جایزه به سلیقه و علایق شما بستگی دارد و می تواند خوردن غذا و خوراکی، خرید لباس، بازی با پلی استیشن و یا هر کار دیگری باشد که به آن علاقه دارید. این موفقیت ها باعث تقویت اراده شما می شوند و محرک خوبی برای ادامه دادن خواهند بود.

 

در پایان فراموش نکنید سرنوشت شما به دست خودتان ساخته می شود و بازیگر اصلی زندگی تان خودتان هستید.

۶- ارائه خدمات ارزشمند

 

 

 

خدمت کردن به دیگران عامل هفتم موفقیت است. «شروین نولاند»، استاد جراحی دانشگاه یِیل آمریکا، خدمت در کِسوت یک پزشک را نوعی امتیاز ویژه می داند. بسیاری از کودکان و نوجوانان آرزو دارند روزی میلیونر شوند؛ پس باید به این بچه ها یاد داد که با ارائه خدمات ارزشمند به دیگران می توان به این آرزو رسید و ثروتمند شد.

به دیگران چیزی با ارزش بدهید.

اگر می خواهید انسان موفقی باشید، فروشتان نسبت به مغازه های مشابه بالاتر باشد؛ برای استفاده از خدمات شما در هر زمینه ای که مشغول به کار هستید، سر و دست بشکنند؛ سعی کنید خدماتی ارائه دهید که دیگران آن را ارائه نمی دهند. 

مهم نیست در چه زمینه ای فعالیت می کنید، محقق هستید یا معلم، هنرمند یا ورزشکار، شغل آزاد دارید یا کارمند اداره ای هستید؛ زمانی که شما نسبت به دیگران که شغل مشابه شما را دارند، حرف بیش تری برای گفتن داشته باشید، از هر نظر موفق تر خواهید بود.

من خودم همیشه به سراغ کسانی می روم که خدمات بهتر و ارزشمندتری ارائه می دهند و کاری را که از آن ها می خواهم ، به درست ترین شکل ممکن انجام می دهند. در حقیقت وقتی شما سعی کنید کارهایتان را به بهترین نحو ممکن انجام دهید، افراد بیش تری به سراغ شما می آیند و به زودی اسم تان سر زبان ها می افتد. در این حالت موفقت و پول سمت شما سرازیر می شود.

 

اگر هدفی را دنبال می کنید و می خواهید در آن زمینه به موفقیت برسید حتما سعی کنید که نسبت به دیگران حرف بیش تری  برای گفتن داشته باشید‌. این نکته را فراموش نکنید شاید مجبور باشید چند ساعتی بیش تر روی آن کار وقت بگذارید، یا شاید کار اضافه تری انجام دهید اما تاثیر این کارتان موقعیت های بیش تری سمت شما سرازیر خواهد شد.

اگر کار آفرین هستید، سعی کنید بفهمید افراد با موقعیت مشابه شما کدام خدمات را ارائه نمی دهند، تا شما با ارائه آن خدمات بتوانید مشتریان بیش تری جذب کنید.

ذهنیتی که در ذهن دیگران نسبت به کار شما شکل می گیرد،
موفقیت یا شکست شما را تضمین می کند 

من خودم از آن دسته آدم هایی هستم که به دیگران توصیه می کنم از این مغازه خرید کنید یا نکنید، به سراغ آن شرکت بروید یا نروید، برای نقاشی دیوارهای خانه تان کدام نقاش را خبر کنید و… در حقیقت ذهنیتی که افراد در ذهن من شکل می دهند، تاثیر بسیار زیادی حتی بر روی اطرافیانم دارد زیرا من  به راحتی از شخص یا شرکتی تعریف می کنم یا این که احساس نارضایتی ام را اعلام می کنم.

در حقیقت، من تنها شخصی نیستم که ذهنیتم را نسبت به ارائه خدمات افراد یا شرکت ها به دیگران منتقل میکنم احتمالا شما هم همین طور هستید‌.

برای این که بتوانید خدمات بیش تری ارائه دهید :

» وضعیتی را که در آن قرار دارید، به دقت بررسی کنید

حتی اگر دانشجو یا دانش آموز هستید مطمئن باشید خوب درس خواندن شما یا انجام کار و فعالیت بیش تر برای معلم یا استادتان در آینده شغلی و درسی شما تاثیر بسزایی خواهد داشت.

برای بررسی وضعیت تان این سوال ها را از خودتان بپرسید :

  • چه خدمات بیش تری می توانم ارائه دهم تا مشتریان راضی تر باشند؟
  • نقاط ضعف کارم کجاست؟
  • آیا سعی می کنم که کارهایم را بی عیب و نقص انجام دهم و بهترین خدمات را به مشتریان و افرادی که با آن ها سر و کار دارم، ارائه دهم؟
  • در چه زمینه هایی تنبلی می کنم و کارها را سر سری انجام می دهم؟

و سوالات مشابه این ها… سعی کنید خود را به چالش بکشید و جواب این سوالات را صادقانه بدهید.
وقتی بتوانیم به صورت شفاف و بدون تعارف وضعیت خود را بررسی کنید، راه هایی برای ارائه خدمات ارزشمند تر پیدا خواهید کرد و موفق تر خواهید شد‌.

اگر تا به حال فروشنده بد اخلاقی بودید، در ارائه خدمات کم کاری کردید، استادتان شما را به عنوان یک دانشجو تنبل می شناسد، مدیرتان دائم از شما گلایه می کنند؛ هنوز هم دیر نشده با کمی تلاش می توانید.

 

» به فکر تغییر وضعیت باشید

سعی کنید در مورد کاری که انجام می دهید فکر کنید و تمام تلاش‌تان را به کار ببرید تا کاری متفاوت و خوب ارائه دهید.

این نکته را هم به خاطر بسپارید بعد از این که در شغل یا حرفه تان مشهور شدید، سر زبان ها افتادید و از شما به خوبی یاد کردند، خدمات خود را کاهش ندهید و کیفیت کارتان را کم نکنید. این اشتباه را من خودم مرتکب شدم و از عواقب آن خبر دارم. یک بار ترجمه بی کیفیتی را به یکی از مشتریان دائمی ام تحویل دادم و آن مشتری را از دست دادم.

گاهی ما به خاطر این که مشتریان زیادی به سراغ مان می آیند از کیفیت کارمان کم می کنیم؛ در این صورت خیلی زود شرایط خوبمان تغییر می کند.

پس با نتیجه‌ای که از این مقاله می‌گیریم :

سعی کنید خدمات ارزشمندی ارائه دهید
و بعد از رسیدن به موفقیت و شهرت اولیه نیز کیفیت کار خود را کم نکنید
بلکه هر روز به فکر بهبود کار خود باشید‌

 

۷- ایده های ناب و خلاق

برخورداری از ایده های ناب و ارزشمند یکی دیگ راز عناصر لازم برای دستیابی به موفقیت است.

 

 

بیل گیتس، مدیرعامل مایکروسافت، می گوید: «من یک ایده ناب و فوق العاده داشتم و می خواستم نخستین شرکت تولیدکننده نرم افزارهای ویژه رایانه های شخصی و خانگی را راه اندازی کنم.»

به نظر من هم ایده گیتس بسیار خوب بود. خلق ایده های ناب، فرآیندی عجیب و جادویی نیست؛ در واقع این فرآیند از چند مرحله بسیار ساده تشکیل شده است که توجه به اطراف و کنجکاوی از عناصر ضروری آن به شمار می رود.

فرقی نمی کند در چه زمینه مشغول به فعالیت هستید، شما باید همه جوانب کاری تان را بررسی کنید و یک ایده خلاقانه   برای پیشرفت کارتان ارائه دهید. مهم نیست این ایده به ذهن خودتان رسیده یا از ایده افراد دیگر استفاده کردید و به آن پر و بال دادید؛ مهم این است که شما در هر زمینه ای که فعالیت می کنید، حرفی برای گفتن داشته باشید.

ایده ها در حقیقت هسته کار شما هستند و به شما مسیر را نشان می دهند. اگر ایده ای به ذهن تان رسید از کنار آن ساده عبور نکنید و سعی کنید به دقت آن ها را بررسی کنید شاید این همان فرصتی باشد که زندگی تان را زیر و رو کند.

 

 

دنیای امروز دنیا ایده هاست. آدم هایی موفق تر هستند که از کنار ایده هایی که به ذهن شان می رسد بی تفاوت عبور نمی کنند. برخی از ما اعتماد به نفس کافی نداریم یا این که اطرافیان ما آدم ها شجاعی نیستند؛ به همین دلیل وقتی فکری به ذهن ما می رسد، با خود فکر می کنیم: “بی خیال دختر! این یه فکر الکی و احمقانس!”

اما اگر تاریخ را ورق بزنیم می بینیم پشت هر اختراع و چیز جدیدی که به وجود آمده یک ایده خنده دار برای آدم های آن زمان به چشم می خورد. در حقیقت بسیاری از اختراعات در شرایط زمان خود بسیار مضحک و خنده دار بودند. اما شخصی به خودش جرات داده و آن ها را اجرا کرده است.

در حقیقت تا زمانی که ایده ذهنی تان به مرحله عمل نرسد، هیچ ارزشی ندارد.

 

 

فراموش نکنید بعد از عملی کردن ایده تان شاید کم یا زیاد اذیت شوید و مجبور باشید سخت کار کنید، اما اگر شرایط سخت شد، راه بعدی ریچارد سنت یعنی مقاومت در برابر ناملایمت ها ، می تواند به شما کمک کند تا عملی کردن ایده تان را رها نکنید و به موفقیت برسید.

قرار نیست حتما شما شبکه اجتماعی مثل تلگرام یا فیسبوک بسازید؛ ایده شما می تواند هر چیزی در هر زمینه ای باشد؛ فقط کافیست به خودتان اعتماد کنید و با عملی کردن ایده تان در مسیر موفقیت قدم بگذارید. اگر در پیاده کردن ایده هایتان با موانعی رو به رو شدید، راه بعدی و پایانیبه شما کمک خواهد کرد تا تسلیم نشوید. زیرا آخرین راه ریچارد سنت مقاومت در برابر ناملایمت ها است

۸- سماجت یا مقاومت در برابر ناملایمات

 

 

بالاخره نوبت هشتمین عامل، یعنی سماجت یا مقاومت در برابر ناملایمات  رسید. شما باید در برابر شکست سمج باشید، روحیه خود را نبازید، در برابر ناملایمات مقاومت کنید و در نهایت مقابل انتقادها، طرد شدن ها، فشارها و آزار دیگران جا نزنید.

باور کنید با توجه به این هشت عامل می توانید به آسانی به فردی موفق تبدیل شوید. به من اعتماد داشته باشید و این هشت توصیه را سرلوحه کار خود قرار دهید. مطمئنم هرگز پشیمان نخواهید شد.

همه ما گاهی در زندگی شخصی و کاری مان شرایط سختی را تجربه می کنیم و مشکلاتی از سر می گذرانیم. این سختی ها می توانند مالی، جسمی، آزار و اذیت دیگران، شکست در کار و درس و زندگی مشترک و … باشد.

 

 

اما سوال اصلی این است که آیا همه ما در مقابل این مشکلات مقاوم هستیم یا این که تسلیم شرایط می شویم؟
از طرف دیگر، مقاوت در برابر این سختی ها و مشکلات چه تاثیری در زندگی افراد دارد؟

شاید شما در شرایط بدی باشید و با خود فکر کنید تنها کسی هستید که دچار ناملایمت های زندگی شدید و به همین دلیل به خودتان حق تسلیم شدن بدهید. اما این ادعا درست نیست، چون اگر زندگی آدم های موفق در هر کشور و تاریخی را بررسی کنیم، به خوبی متوجه می شویم که مشکلات و ناملایمت ها برای همه در شکل های مختلف وجود دارد. اما بزرگترین تفاوت آدم های موفق و شکست خورده در میزان مقاومت آن ها در برابر نا ملایمت ها زندگی است. شخص آگاه به خوبی می داند که با تحمل این سختی ها و ناملایمت ها می تواند به موفقیت برسد.

دو کوهنورد را در نظر بگیرید. هر دو آن ها قصد دارند قله یک کوه مشترک را فتح کنند. در مسیر با سختی ها و پیچ و خم های زیادی رو به رو می شوند. یکی از کوهنوردها نا امید می شود و کوهنورد دیگر با وجود تمام سختی ها تا بالای قله ادامه می دهد. بدون شک کوهنوردی که تسلیم سختی ها و مشکلات راه نشده موفق تر از کوهنورد دیگر است که تسلیم شرایط شد و دست از تلاش برداشت.

شاید همان روز یا سال ها بعد کوهنوردی که تسلیم شد، به خاطر این کار خودش را سرزنش کند و حسرت تمام کردن کار نیمه تمامش را بخورد.

این اتفاق در زندگی روزمره بسیاری از ما اتفاق می افتد. وقتی خیلی زود تسلیم می شویم و ادامه نمی دهیم؛ سال ها بعد از با دیدن موفقیت افراد دیگر که شرایط مشابه ما و حتی شاید سخت تر از ما داشتند و با این حال ادامه دادند، خود را سرزنش می کنیم؛ شاید هم همه چیز را گردن سرنوشت بیاندازیم، یا این که دیگران را مقصر بدانیم. اما بیایید با خود صادق باشیم؛ جایگاه فعلی ما در زندگی شخصی، کاری، درسی و … نتیجه تلاش و پشتکار یا نا امیدی ماست.

اگر در ملایمات زندگی تسلیم شرایط نشده باشیم، بدون شک در حال حاضر به موفقیت هایی دست یافتیم اما اگر به خاطر سختی ها اهدافمان را کنار گذاشته باشیم؛ احتمالا با دیدن افراد موفق حسرت بخوریم.

 

اگر در حاضر در شرایط سختی قرار دارید یا این که به خاطر مشکلات دست از اهدافتان برداشتید، هنوز دیر نشده راه هایی وجود دارند که به شما کمک میکنند تا در برابر ناملایمات مقاوم تر باشید.

به نظر من اولین چیزی که باید بدانید این است که اگر هدفی دارید و با اراده و افکار مثبت برای رسیدن به آن تلاش می کنید، باز هم ممکن است در مسیر هدف تان با سختی ها و مشکلات رو به رو شوید. زندگی کریس گاردنر، راکی و سوییشیرو هوندا را به خاطر بیاورید، هر سه آن ها با موانع زیادی رو به رو شدند اگر تسلیم شرایط می شدند هیچ وقت تبدیل به یک چهره ماندگار نمی شدند.

گاهی ما وقتی با مشکل و سختی مواجه می شویم فکر می کنیم دنیا به آخر رسیده و این اتفاق غیر عادی است اما اگر بدانیم، این سختی ها و مشکلات طبیعی هستند راحت تر می توانیم با آن ها کنار بیاییم.

راهکار دیگری که من خودم برای مقاومت در برابر سختی ها و ناملایمات از آن استفاده می کنم، دوری از افراد منفی است. انسان های که افکار منفی دارند، با حرف ها و رفتار بدبینانه شان نیروی ما را برای تحمل سختی ها کم می کنند. بهتر است با افراد مثبت رفت و آمد کنید تا امیدتان به زندگی بیش تر شود و با قدرت تر در مسیر رسیدن به اهداف تان حرکت کنید و تسلیم نشوید.

با به کار گیری این هشت راهی که ریچارد سنت به آن ها دست یافته، یعنی

  1. اشتیاق
  2. کار مثل تفریح باشد
  3. تمرین مداوم
  4. تمرکز بر هدف واحد
  5. اراده ترغیب کننده
  6. ارائه خدمات ارزشمند
  7. ایده های ناب و خلاق
  8. مقاومت در برابر ناملایمات؛

شک نکنید موفقیت تان تضمین شده است؛ چون پیش از شما افراد موفق این راه ها را امتحان کرده اند و به موفقیت رسیدند.

 

راز-موفقیت-در-8-ورد_51d3ebed131a1

 

منبع : مجله اینترنتی توکا 

ted.com

سوخت جت

اگر سوالی دارید از ما بپرسید

پیش از خرید هر کدام از محصولات ما ، می توانید از مشاوره کارشناسان ما استفاده کنید.

  • تلفن : ۷۷۸۸۲۸۸۴  و ۷۷۸۷۵۳۲۶ – ۰۲۱
  • موبایل: ۰۹۱۲۶۲۲۶۷۹۲  – ۰۹۱۲۵۵۷۴۶۷۵
  • واتساپ و تلگرام : ۰۹۱۲۶۲۲۶۷۹۲    ۰۹۱۲۵۵۷۴۶۷۵
  • ما را در اینستاگرام دنبال کنید.

اینستاگرام آجر آتریسا